به گزارش کارنا، در حالی که طی سالهای اخیر بارها بر ضرورت نوسازی ناوگان حملونقل کشور تأکید شده، واقعیت امروز خیابانهای ایران از عقبنشینی تدریجی سیاستگذار در حوزه اسقاط خودرو و موتورسیکلت حکایت دارد؛ روندی که نهتنها به دلیل محدودیتهای بودجهای کند شده، بلکه به نظر میرسد اساسا دیگر در اولویت سیاستگذاری حملونقل و سلامت عمومی کشور نیز قرار ندارد. نتیجه این وضعیت، شهری است که هر روز بیشتر از گذشته زیر بار فرسودگی، آلودگی و ناایمنی فرو میرود.
وقتی سخن از وسایل نقلیه فرسوده به میان میآید، ذهن افکار عمومی معمولا به سمت کامیونهای دودزا، اتوبوسهای قدیمی یا تاکسیهای فرسوده میرود؛ اما شاید بحران واقعی در جایی پنهان شده که کمتر دیده میشود: موتورسیکلتهای فرسوده. واقعیت این است که بدون نیاز به آمارهای پیچیده نیز میتوان عمق بحران را مشاهده کرد؛ چرا که تا سال گذشته اساسا سازوکار و مرکز مشخص و فراگیری برای اسقاط موتورسیکلت در کشور وجود نداشت و همین مسئله باعث شد میلیونها دستگاه موتور قدیمی، آلاینده و فرسوده همچنان در سطح شهرها به فعالیت ادامه دهند.

بحران موتورسیکلتهای فرسوده از خودروها جدیتر است
اگرچه خودروهای فرسوده هم سهم مهمی در آلودگی هوا و افزایش مصرف سوخت دارند، اما وضعیت موتورسیکلتها در بسیاری از کلانشهرها حتی بحرانیتر به نظر میرسد. هنوز هم صدای گوشخراش موتورهای قدیمی، بهویژه مدلهای رایج کاربری مانند سیجی ۱۲۵، بخشی جدانشدنی از زیست شهری ایران است؛ وسایلی که نهفقط آلودگی صوتی شدیدی ایجاد میکنند، بلکه از منظر ایمنی، مصرف سوخت و آلایندگی نیز فاصله معناداری با نمونههای جدیدتر دارند.
در نقطه مقابل، توسعه اسکوترهای مدرن و کمصدا میتواند هم کیفیت زیست شهری را ارتقا دهد و هم فشار ناشی از آلودگی صوتی و هوا را کاهش دهد. با این حال، نبود سیاست تشویقی و تسهیل مالی باعث شده بخش بزرگی از دارندگان موتورسیکلتهای فرسوده، عملا امکان جایگزینی وسیله خود را نداشته باشند.
چرا مردم به سراغ اسقاط خودرو نمیروند؟
یکی از پرسشهای کلیدی این است که چرا دارندگان وسایل نقلیه فرسوده تمایل چندانی به ورود به چرخه اسقاط خودرو ندارند؟ پاسخ را باید بیش از هر چیز در اقتصاد خانوار ایرانی جستوجو کرد.
نخستین مانع، فاصله عمیق میان ارزش گواهی اسقاط یا مبلغ پرداختی برای وسیله فرسوده با قیمت یک وسیله نقلیه نو است. در شرایط تورمی اقتصاد ایران، بسیاری از مالکان خودروهای فرسوده حتی با فروش وسیله خود نیز توان نزدیک شدن به بازار خودروهای جدید را ندارند.
![]()
در شرایط تورمی اقتصاد ایران، بسیاری از مالکان خودروهای فرسوده حتی با فروش وسیله خود نیز توان نزدیک شدن به بازار خودروهای جدید را ندارند.
![]()
مسئله مهمتر، اما نبود نظام فروش اقساطی واقعی برای جایگزینی خودرو و موتورسیکلت فرسوده است. اگر دولت قیمت فعلی گواهی اسقاط را حفظ کند، اما همزمان بانکها را ملزم سازد منابع مالی خرید خودرو را در اختیار خودروسازان قرار دهند و خودروسازان نیز موظف به فروش اقساطی ویژه طرحهای نوسازی شوند، بخشی از جامعه با انگیزه بیشتری وارد این مسیر خواهد شد.
افزایش سهم سبد اسقاط در طرحهای عرضه خودرو و بالا بردن ظرفیت تخصیص خودروهای جایگزین نیز میتواند این روند را تسریع کند. حتی اگر این فرایند برای مردم سودآوری مستقیم نداشته باشد، حداقل مزیت آن جلوگیری از عقبماندن از تورم و دسترسی به وسیلهای جدیدتر، ایمنتر و کمهزینهتر خواهد بود.
اسقاط خودرو فقط مسئله آلودگی هوا نیست
بخش مهمی از بحث اسقاط خودرو به حوزه سلامت عمومی بازمیگردد؛ موضوعی که معمولا تنها از دریچه آلودگی هوا به آن نگاه میشود، در حالی که ابعاد این مسئله بسیار گستردهتر است.
آلودگی صوتی، کاهش کیفیت بصری شهرها، ایجاد حس عقبماندگی و حتی فشارهای جسمی و روانی ناشی از استفاده روزانه از وسایل نقلیه فرسوده، از جمله پیامدهایی هستند که کمتر مورد توجه قرار میگیرند. برای مثال، تفاوت میان راننده تاکسیای که ساعتها پشت فرمان یک خودروی اتوماتیک با سیستم تهویه مناسب، صندلی قابل تنظیم و امکانات پایه رفاهی فعالیت میکند، با رانندهای که ناچار است در یک خودروی قدیمی، فرسوده و دارای کلاچ سفت رانندگی کند، صرفا تفاوتی فنی نیست؛ بلکه مستقیما بر کیفیت زندگی، فرسودگی جسمی و حتی سلامت روان او اثر میگذارد.
همین منطق درباره پیکهای موتوری نیز صدق میکند. تفاوت میان استفاده از یک موتورسیکلت قدیمی و پرصدا با یک اسکوتر مدرن و کمصدا، فقط به فناوری محدود نمیشود؛ بلکه بخشی از کیفیت زندگی شهری و سلامت عمومی را نیز شکل میدهد.

ساماندهی وسایل نقلیه فرسوده؛ حلقه مفقوده سیاستگذاری
موضوع دیگر، ساماندهی وسایل نقلیه فاقد هویت یا خارج از چرخه استاندارد است. هنوز تعداد قابلتوجهی از خودروها به دلیل تصادفات سنگین، آسیب شاسی یا مشکلات شمارهگذاری، سالها بهصورت قولنامهای خریدوفروش میشوند و همچنان در خیابانها تردد دارند.
این وضعیت در حوزه موتورسیکلتها حتی جدیتر است؛ جایی که بسیاری از وسایل فاقد پلاک یا دارای وضعیت نامشخص، همچنان در شهرها فعالاند. در چنین شرایطی، ورود جدی دولت، شهرداریها، نهادهای انتظامی و امنیتی برای توقیف و هدایت این وسایل به مراکز اسقاط ضروری به نظر میرسد.
این مسئله حتی درباره بخشی از ناوگان مورد استفاده برخی نهادها نیز قابلتأمل است؛ وسایلی که شاید صرفا در محوطههای داخلی مورد استفاده قرار گیرند، اما همچنان آلایندگی و استهلاک خود را به همراه دارند.
عوارض خودروهای فرسوده کجا هزینه میشود؟
در سالهای اخیر، دولت و شهرداریها عوارض خودروهای دارای سن بالا را افزایش دادهاند؛ اما پرسش مهم اینجاست که منابع حاصل از این افزایش هزینه دقیقا در چه مسیری مصرف میشود؟
آیا این منابع بهطور مستقیم به صندوقهای نوسازی و اسقاط خودرو بازمیگردد یا صرف جبران کمبود منابع در بخشهای دیگر میشود؟ اگر هدف، کاهش فرسودگی ناوگان و بهبود سلامت عمومی است، طبیعی است که درآمدهای حاصل از خودروهای فرسوده نیز باید دوباره به همان چرخه بازگردد.
در غیر این صورت، ادامه روند فعلی میتواند در سالهای آینده تصویری نگرانکنندهتر از امروز رقم بزند؛ شهری که بهتدریج به گورستان متحرک خودروها و موتورسیکلتهای فرسوده تبدیل میشود و هزینه آن را نهفقط رانندگان، بلکه کل جامعه از جیب سلامت، امنیت و کیفیت زندگی خود پرداخت خواهد کرد
ارسال نظر